زين العابدين شيروانى

419

بستان السياحه ( فارسي )

خبر الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر دلالت دارد كه مؤمن را دنيا زندانست و مؤمن در دنيا از علّت و ذلّت و قلّت خالى نباشد و حديث المؤمن لا يخلو عن علّة او ذلّة او قلّة مخبر از آنست دريغا مؤمن را در دنيا راحت نيست لا راحة فى الدّنيا دون لقاء اللّه حاصل كلام آن آمد كه هركسى كه در دنيا راحت ديد و زحمت نكشيد و مرارت امتحان نچشيد و ممتحن نكرديد مؤمن ممتحن نباشد بلكه شخصى ديكر باشد غرض از اين مقدّمات آنكه فقير در اكثر معمورهء عالم كرديده و بصحبت اكابر و اعاظم طوايف امم رسيده و جمعى كثير از افاضل فرق بنىآدم ديده بكمال فقر و فنا و زهد و تقواى آن حضرت نديده فقير كويد كه سه چيز با آن حضرت يار بود كه جمع آن در شخص واحد مشاهده ننمود اوّل اصل و نژاد چه آن حضرت ابا عن جدّ بزرك ايل و سرور خيل بوده‌اند و در دولت و عزّت و حكومت نشو و نما نموده‌اند چه از طرف والد و چه از طرف والده در بستر حرمت و عفّت و كرامت آسوده‌اند و همواره دست احسان بر محتاجان و فقيران كشوده‌اند اصل و نژاد اثر تمام دارد اكر اصل و نسب را اعتبارى نبودى بايستى كه زمرهء انبيا و اوصياء از خاندان دون و دودمان زبون ظهور نمودندى و علّاف زادكان و جولاهان و كرباس‌فروشان و امثال ايشان نبى و وصىّ نبى بودندى چنانچه اصل و نژاد در حيوانات نيز دخل تمام دارد چه جاى انسان چنان كه در باركير ازبكى و اسب عربى ظاهر و در قاطر ظاهرتر است دويّم علوم ظاهرى و فضائل صورى چه آن حضرت در علوم نقلى مجتهد زمان و در علوم عقلى سرآمد همكنان بود كروه مخالف و مؤالف بر اين اعتراف دارند و فضائل و كمالات آن حضرت را انكار ندارند سيّم مراتب عرفان و مطالب ذوق و وجدان چه در تمامت بلاد ايران و در ساير بلدان فقر و فناء آن حضرت مشهور و در السنة و افواه اهل عالم مذكور است اكر كسى بقدم وقت سير كند و به‌پاى فكر سياحت نمايد و به ديدهء انصاف بنگرد يقين داند كه در كشور ايران و ساير بلدان اكر كسى را اصل و نسب يار است امّا جهل و نادانى او را شعار است و اكر كسى را علوم صورى و فضائل ظاهريست ليكن از اصل و نسب و نژاد بريست و اكر بعضى از ايشان عالمند بعلوم عقلى امّا عاريند از علوم نقلى و اكر بعضى عالمند بعلوم نقلى خاليند از علوم عقلى و اكر اقلّ قليل بفرض محال بعضى از ايشان صاحب اصل و نسب بوده و تحصيل علوم عقلى و نقلى نموده باشند ليكن به شهر عرفان عبور و بكوى ايقان مرور نكرده‌اند و روى توجّه بشاهراه مجاهده و رياضت و عبادت نياورده‌اند و در تزكيه نفس و تخليه سرّ و تصفيه باطن و تجليه روح نكوشيده‌اند و كسوت فقر و فنا و صدق و صفا و تسليم و رضا نپوشيده‌اند اكر تصديق كنند كه هدايت موقوف بكسب علوم ظاهرى و تحصيل فضائل صورى است پس در اين باب نمىرسد ايشان را ردّ و انكار آن بزركوار زيرا كه فضل و دانش آن جناب مسلّم‌الثّبوتست و اكر قايل شوند به آنكه هدايت منوطست به مجاهده و رياضت و كثرت طاعت و عبادت و ارتكاب باعمال حسنه و اجتناب از افعال سيّئه پس در اين حال بطريق اولى نمىتوانند انكار نمود چه كه رياضت و كثرت طاعت و عبادت آن حضرت اظهر من الشّمس است و اكر كويند كه هدايت بكسب علوم ظاهرى نيست و از كثرت عبادت و رياضت نيز حاصل نمىشود بلكه امر موهبتى و عنايت ازلى است بارىتعالى هرك را خواهد هدايت كند و هركه را نخواهد نكند و آيهء إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ همين است در اين صورت بطريق اولى مذمّت و انكار آن جناب نتوانند نمود چه كه علّت آن ظاهر و هويدا و روشن و پيداست و ديكر آنكه بعضى از دانايان بدگوهر و از نژاد و نسب بىاثرند و اكثر ايشان كم‌پايه و فرومايه‌اند اكرچه بسبب كسب علوم ظاهرى و فضائل صورى نزد عوام خواص محسوب شده‌اند ليكن به همان بدكوهرى و بداصلى باقيند و بتهذيب اخلاق و كسب مكارم نكوشيده‌اند و نفس كافركيش را تاديب نكرده‌اند لهذا از عالم ديانت دور و از لباس عدالت عورند و برين كفتار شاهد بسيار است من‌جمله آنكه در زمان حضرت رسول انام و صدر اسلام هركه شهادتين بر زبان آوردى و اداى كلمتين كردى او را مردم